CLOSE

مقایسه رشته های ورزشی

x رشته های ورزشی مدت زمان ورزش کالری مصرفی شدت ورزش نوع ورزش گروه سنی مکان برکزاری کلاس ها
از اولین تماسم تا دیدار صمیمی‌مان در حیاط شماره 65، حدود بیست روز طول کشید. بیست روزی که هر روزش با این نگرانی گذشت که نکند فشار کار و شلوغی‌های ناشی از جابجایی کارگاه و ...، آخر منجر به کنسل‌شدن مصاحبه شود و اولین مطلب مربوط به زنان موفق، به شخص دیگری جز شقایق و نگین اختصاص پیدا کند! مدت‌ها بود که در اینستاگرام دنبالشان می‌کردم اما وقتی از نزدیک با هم آشنا شدیم، دلنشین‌تر از آنچه فکر می‌کردم بودند. ساده، صمیمی، مهربان، مثبت و اهل فکر! از آن دسته افرادی که وقتی کنارشان هستی، به زن بودنت افتخار می‌کنی و با خودت می‌گویی، « چه کسی گفته این نسل، نسلِ خوبی نیست؟! »

این فقط یک مصاحبه نبود، هجوم افکار مثبت و انگیزه‌های خوب هم بود! با وجود اینکه خودم هم دستی در کارآفرینی داشته‌ام، اما در حین صحبت‌هایشان گاهی فراموش می‌کردم در حال مصاحبه هستم و غرق در رویاهای خودم می‌شدم و جواب سوال‌هایم را از زبان این دو می‌شنیدم.

قرارمان ساعت 9 شب بود. درکافه‌ای که شقایق و نگین با یک شریک دیگر، حدود سه ماه پیش افتتاح کرده‌اند. حیاط شماره 65. آخرین پروژه موفق‌شان، در کنار نجاری و استودیوی طراحی! من 15 دقیقه زودتر رسیدم و سرگرم آماده‌کردن وسایلم بودم. هر دو خیلی خوش اخلاق از این میز، به میز دیگر می‌رفتند و با مهمانانشان خوش‌و‌‌بش می‌کردند و راس ساعت 9 ، کنار من نشستند و شروع کردیم.

شقایق جهانبانی متولد سال 1367، تحصیلکره‌ی رشته‌ی طراحی لباس در دانشگاه الزهرا

نگین نصیری متولد سال 1368، تحصیلکرده‌ی رشته‌ی مجسمه سازی در دانشگاه تهران

دوستیشان به 10 سال قبل برمی‌گردد. سابقه‌ی انواع کارهای هنری را داشته‌اند. چند سالی هم مشغول روزنامه‌نگاری بودند. اما رویای دیگری در سر می‌پروراندند! داشتن یک استودیوی بزرگ هنری، با امکان انجام کارهای متنوع! رفته رفته با توجه به امکانات، ایده‌شان را کوچک‌تر کردند تا رسیدند به دکوراسیون داخلی و بعد انتخاب چوب، به عنوان ماده اصلی در کارشان.

 اول قرار بود اقلام چوبی قدیمی را با ایده‌های جدید، بازسازی کنند. اما کم کم سر از نجاری در‌آوردند و میز، صندلی، کمد، تخت و ... ساختند. با نقش‌های خاص و رنگ‌هایی که کمتر در دکوراسیون خانه‌ها به چشم می‌خورند. این‌طور بود که «استودیو آن» متولد شد. حدود دو سال و نیم پیش. در ابتدا محصولاتشان فروش نمی‌رفت، اما به مرور سفارشاتشان آن قدر زیاد شد که جوابگویی به آنها سخت بود. پرسیدم:

کار نجاری را از کجا شروع کردید؟

  • نگین گفت: از بالکن خانه‌ی شقایق. بعد که بارندگی شروع شد، به پارکینگ خانه‌ی ما رفتیم و بعد از آن به انبار چوب آقای قلی‌زاده که در اختیار ما قرار داد. آقای قلی‌زاده اوستای ماست! کارگاهمان در شرق تهران و در کنار 6 کارگاه نجاری دیگر قرار داشت. اما به تازگی به کارگاه جدید نقل مکان کرده‌‌ایم. جایی بزرگ‌تر، با یک همکار جدید و تعدادی کارگر، که قرار است به زودی به تیم‌مان اضافه شوند.

چه قدر سرمایه داشتید؟

  • سرمایه‌ی اولیه‌ی ما سه میلیون تومان بود. بعد رفته رفته طی شش ماه، دو میلیون دیگر هم به آن اضافه کردیم. یعنی جمعاً پنج میلیون تومان! بعد از آن هم، هر ماه فقط به اندازه‌ی پول توجیبی برای گذران زندگی برداشت کردیم و همه درآمدمان را سرمایه‌گذاری کردیم تا کارگاه را گسترش دهیم.

چه طور برای کارتان بازاریابی می‌کنید؟

  • درصد زیادی از بازاریابی ما، از طریق شبکه‌های مجازی بوده و بعد از آن هم، از طریق مشتریانمان که برای ما تبلیغ می‌کنند. قبلاً فقط سفارش می‌گرفتیم و می‌ساختیم اما حالا در کارگاه جدید، تعداد محدودی سفارش می‌گیریم و همزمان محصولاتی هم تولید می‌کنیم.

بیشترین سفارش شما از چه محصولاتی بوده؟

  • چهارپایه‌ها و جاکفشی.

خودتان از بین کارهایتان کدام را از همه بیشتر دوست دارید؟

  • انتخاب برایشان راحت نبود اما بالاخره گفتند: یک کنسول و یک تختِ کوتاه که رنگ و سِت هم هستند.

چه طور بین خودتان تقسیمِ کار کردید؟

  • نگین گفت: خیلی ناخودآگاه بود. طبق توانایی‌هایمان. با شناخت خوبی که از هم داریم، هر کس کاری را که بهتر انجام می‌داد انتخاب کرد. مثلاً شقایق توجه زیادی به جزئیات دارد و رنگ ها را خوب می‌شناسد و در انجام کارهای ظریف از من بهتر است. از طرفی من کلی‌نگر هستم و چون رشته‌ی تحصیلی‌ام ریاضیات بوده، در حساب و کتاب کردن بهتر عمل می‌کنم.

چشم اندازتان برای کار چیست؟

  • کار آفرینی برای ما خیلی مهم است. دوست داریم کارِ بیشتری برای افرادِ بیشتر فراهم کنیم. و فعلاً در مجموع، در نجاری، استودیوی طراحی و کافه، توانسته‌ایم برای 20 نفر به طور ثابت، کارآفرینی کنیم و این بهترین حسی است که ما از کار می‌گیریم. به علاوه، دوست داریم محصولات باکیفیت ایرانی، برای مصرف داخلی و همین‌طور صادرات، تولید کنیم.

چه طور فرصت می‌کنید به همه این کارها برسید؟ کارگاه نجاری، استودیوی طراحی و حالا هم کافه!

  • شقایق گفت: تصور رایجِ اشتباه این است که باید فقط به یک کار بپردازیم. یک سرمایه‌گذار بین‌المللی به ما گفت، زمانِ آن گذشته که فقط با یک کار بتوانید رشد کنید! نباید تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد بگذارید. در ضمن نباید منتظر باشید که به مرور پول‌هایتان را روی هم جمع کنید تا به رقمی برسد که بتوانید کار را گسترش دهید، باید وقتی در کاری مشغول درآمدزایی هستید، وام بگیرید و برای آن کار سرمایه‌گذاری بیشتری کنید و بعد اقساط را بپردازید. در واقع قرار نیست پولی جمع شود! همه چیز، همان گردش پول است!

درباره‌‌ی کافه هم، شریک ما یک باریستای حرفه‌ای است. خوب، وقتی همه‌چیز درست سر جایش چیده شده باشد و همه دلسوز باشند، ما هم می‌توانیم به بقیه کارها برسیم.

  • نگین ادامه داد: مدیر هر مجموعه‌ای باید از صفر تا صد کارش مطلع باشد و به کل کار اشراف داشته‌باشد. طی این سالها و صحبت‌هایی که با مدیران موفق داشتیم، متوجه شدیم که یک مدیر موفق، حتی از تعداد محصولات شکسته شده در ته انبار هم خبر دارد! من و شقایق درباره‌ی کار کافه هیچ تجربه‌ای نداشتیم. اما برای حدود یک ماه و نیم ، همه کاری انجام دادیم! پشت کانتر ایستادیم، ظرف شستیم، سفارشات را تحویل دادیم و به جای مشتری روی این صندلی‌ها نشستیم و از نگاه مشتری کار را بررسی‌کردیم، از همه زودتر آمدیم و از همه دیرتر رفتیم. اما الان کارمان کمی سبک‌تر شده. مثلا اگر فقط یکی از ما روزانه 8 ساعت اینجا باشد، کافیست.

به زنانی که سالهاست کارهایی انجام می‌دهند که به آن علاقه ندارند اما جرات مستقل کار کردن را ندارند، چه می‌گویید؟

  • شقایق گفت: صرفاً مستقل کارکردن خوب نیست. نظر ما این نیست که هر کسی کار جذابی ندارد، پس باید کار مستقل راه بیاندازد. خوب این چیزی نبود که ما دنبال کردیم. ما ایده‌ای داشتیم که چون قبلاً عملی نشده بود، این کار را خودمان شروع کردیم. درباره بعضی از افراد، ممکن است راه حل مناسب، فقط تغییر دادن شغل باشد.
  • نگین ادامه داد: در کل دنیا فقط 13% از افراد، کاری را انجام می‌دهند که دوست دارند و از بین آنها، تنها 5% ، از کاری که دوست دارند، درآمد کسب می‌کنند. پس این فقط مختص ایران یا زنان ایرانی نیست. موضوع مهم این است که باید کارتان را دوست داشته باشید و از آن لذت ببرید. این کار می‌تواند هر کاری باشد. مثلا اگر کسی دوست دارد در خانه بماند و بچه بزرگ کند، نباید تصور کند که این کار خوبی نیست. اما باید این را بدانید که هر کاری نیاز به پیش تولید دارد. ما کارمان را مهر ماه سال 1393 شروع کردیم، اما از عید سال قبل از آن، مشغول پیش تولید بودیم. حتی بعد از اینکه کارمان را شروع کردیم، تا شش ماه، هر دو کارهای قبلی‌مان را نیمه‌وقت ادامه دادیم. این طور نبود که یک دفعه همه چیز زندگی قبلی تعطیل شود و کار جدید شروع شود! ما قبل از هر کاری مدت ها صحبت می‌کنیم، می‌نویسیم، حساب و کتاب می‌کنیم، مشورت می‌گیریم و بعد شروع می‌کنیم. تازه بعد از این هم معلوم نیست همیشه صددرصد موفق باشیم.

 

و اما در آخر وقتی پرسیدم، بزرگترین مانع پیش رویتان در این مدت چه بوده؟، جوابی شنیدم که انتظارش را نداشتم. جوابی که حقیقتاً از مثبت نگری هر دوی آنها حکایت می‌کرد. چند دقیقه‌ای سکوت کردند، فکر کردند و بعد به هم نگاه کردند و همزمان گفتند، مانع نبوده! ما اغلب با مسئله مواجه شدیم. مسائلی که آنها را حل کردیم. اما هیچ وقت به هیچ چیز به دیدِ مانع نگاه نکردیم!

واقعاً مانعی به ذهنشان نمی‌رسید! این یک جواب کلیشه‌ای نبود! چرا که این دختران موفق و سرزنده، با راهی که در پیش گرفته‌اند، هر روز و هر لحظه این عقیده را اثبات می‌کنند!