CLOSE

مقایسه رشته های ورزشی

x رشته های ورزشی مدت زمان ورزش کالری مصرفی شدت ورزش نوع ورزش گروه سنی مکان برکزاری کلاس ها
اولین بار که در یک مزون از کنار غرفه‌ی محصولات SETIPI گذشتم، با اینکه طراحی خاص و جذاب کیف‌ها نظرم را جلب کرد، اما چون از آن دسته افرادی هستم که خرید محصولات چرمی را به احترام حقوق حیوانات تحریم کرده‌ام، راهم را کشیدم و رفتم! اما دقایقی بعد که سپیده، با آن روی خوش و لبخند مهربانش درباره‌ی مواداولیه‌ی تولیدات ‌SETIPI مرا از اشتباه درآورد، متحیر به کیف‌ها نگاه می‌کردم و از ذوق زبانم بند آمده بود. محصولاتی زیبا و خاص که همه‌ی اجزای آنها بازیافتی بود! ماده‌ی اولیه‌ی محصولات، تیوپ استفاده شده‌ی ماشین بود! انواع و اقسام تیوپ، متعلق به انواع و اقسام وسایل نقلیه! همان‌جا تصمیم گرفتم مطلب مربوط به بخش زنان کارآفرین را به بررسی تولیدات این نام تجاری و تجربیات صاحبان آن؛ دو دختر جوان پرکار و موفق اختصاص دهم.
تا روز مصاحبه، ستاره را ندیده بودم. تعجبی نداشت که او هم مثل سپیده خوش‌رو و پر از انرژی مثبت بود! قرار ملاقات سه نفره‌ی ما در منزل ستاره، به سرعت از یک قرار کاری و یک مصاحبه‌ی جدی، به معاشرتی صمیمانه تبدیل شد! طبق معمول، اول خودشان را معرفی کردند:
ستاره دژم‌خوی متولد 1363، لیسانس نقاشی از ایران و فوق لیسانس طراحی داخلی از ایتالیا
سپیده ساده متولد اردیبهشت سال 1364، لیسانس گرافیک و تصویرسازی کتاب کودک
•    چه‌طور با هم آشنا شدید؟
همکلاسی بودیم. از دوم دبیرستان، بغل دستی بودیم! خیلی صمیمی بودیم و بعدها تصمیم گرفتیم با هم کار کنیم. قبل از SETIPI هم چند کار مشترک با هم انجام داده بودیم اما این آخری از همه جدی‌تر شد.

•    SETIPI یعنی چه؟ و از چه زمانی شروع به کار کرد؟
یعنی ستاره و سپیده! ستی و سپی با هم ترکیب شدند و SETIPI در اردیبهشت 1395 یعنی حدود یک سال و نیم پیش متولد شد!
•    چه شد که به فکر تولید کیف افتادید؟
همه چیز از ترکیب علاقه‌ی ما دو چیز شروع شد. بازیافت و کارهای هنری! ما همیشه دوست داشتیم در زمینه‌ی بازیافت فعالیت کنیم. عاشق طبیعت هستیم و طبق عادت در طبیعت زباله‌ها را جمع می‌کنیم و در خانه هم عادت به تفکیک زباله‌ها داریم. از طرفی هرکدام از ما از بچگی به انجام کارهای خلاقانه‌ای مثل ساختن زیورآلات و یا درست‌کردن لباس‌های خاص برای خودمان عادت داشتیم. اولین کار مشترک ما با هم، تولیداتی با استفاده از در قوطی‌‌های نوشابه‌ بود. دستبند و کیف و... می‌ساختیم. تولیدات زیبایی بود اما تهیه کردن مواد اولیه خیلی سخت بود. به سختی پیدا و جمع‌آوری می‌شد و تعداد بسیار زیادی برای ساخت یک کیف استفاده می‌شد. این شد که تصمیم گرفتیم به سراغ یک ماده‌ی اولیه‌ی دیگر برویم.

•    و این طور شد که تیوپ را انتخاب کردید؟
خیلی گشتیم. مدت‌ها فکر کردیم و گشتیم تا به ایده‌ی استفاده از تیوپ رسیدیم. شاید ندانید ولی منهدم کردن تیوپ، یکی از بیشترین آلودگی‌های محیط‌زیستی را ایجاد می‌کند. این کار در دنیا سابقه دارد، اما در ایران برای اولین بار توسط SETIPI انجام شده. اول تصور می‌کردیم تهیه‌ی تیوپ و کار با آن، خیلی راحت باشد. اشتباه می‌کردیم! اصلا راحت نیست که به تک تک گاراژها سر بزنید و تیوپ جمع کنید! از گاراژهای بزرگ پایین شهر گرفته تا گاراژهای بین راهی و گاراژهایی در شهرستان‌ها. این کار برای دو دختر، اصلا راحت و امن نیست! صندوق عقب ماشین خودمان و اغلب دوستانمان همیشه پر از تیوپ است. بعد از گذشت حدود یک سال، تازه تامین‌کنندگان ثابتی پیدا کردیم که تیوپ‌ها را برایمان کنار می‌گذارند و هر چند وقت یکبار از آنها تحویل می‌گیریم.

•    از اولین کیفی که تولید کردید بگویید. پروسه‌ی تولید چه طور بود؟
سخت! خیلی سخت. بارها نزدیک بود ناامید شویم، اما هر بار یکی دیگری را دلداری می‌داد و ادامه می‌دادیم. یکی از دلایل سختی این کار این بود که کسی حاضر به دوخت این جنس نبود. خیاط‌ها حاضر نبودند تیوپ را زیر چرخ‌ها و دستگاه‌هایشان بگذارند. اصرار داشتند که ماده‌ی اولیه تولیداتمان را عوض کنیم. دوخت تیوپ بسیار سخت است. ضخامت‌های مختلفی دارد. چسباندن آستری هم مسائل خاص خودش را دارد. خیلی دوندگی کردیم. از این خیاطی به خیاطی دیگر. تا اینکه بالاخره بعد از حدود 6 ماه جستجو و مواجهه با درهای بسته‌ی بسیار، یک در به رویمان باز شد! بالاخره از خیاطی احمد آقا و آقا رضا سردرآوردیم. از شانس خوب ما آن روز دختری هم سن و سال خودمان که طراحی لباس خوانده بود و دوره‌ی کارآموزی‌اش را می‌گذراند، در مغازه بود. وقتی درباره‌ی کارمان برای او توضیح دادیم، به احمد آقای خیاط گفت، ایده‌ی جالبی دارند، بیایید با آنها همکاری‌ کنیم. او هم پذیرفت و خلاصه همان روز اولین کیف را طراحی کردیم و همانجا الگو را درآوردیم و یک هفته بعد هم خیاط کیف را دوخت. آن‌قدر خوب از آب درآمده بود که ما تا 2 روز مدام از خوشحالی گریه می‌کردیم! هر کس از اطرافیان کیف را می‌دید باور نمی‌کرد. توجه ما به جزئیات، برای همه تحسین برانگیز بود! مثلا برای دسته‌ی همین کیف اول، از والف تیوپ استفاده کردیم (همان بخشی از تیوپ که برای باد کردن از آن استفاده می‌شود ). جالب است بدانید که همان اولین کیف، هنوز هم از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین کیف‌های ماست!

•    تولید هر کیف معمولا چه قدر طول می‌کشد؟
طراحی هر کیف بین 7 تا 14 روز طول می‌کشد. دوخت هر کیف یک روز کامل و با کار مشترک 4 نفر انجام می‌شود. هر تیوپ طرح و تکسچر خاص خودش را دارد. از آنجایی که طرح‌های بخش‌های مختلف تیوپ متفاوتند، هر محصولی در SETIPI منحصر به فرد و غیرتکراری است. این خیلی مهم است که نقش و برجستگی‌های روی تیوپ‌ با طرح ما هماهنگ باشد. برای همین ما خودمان با دقت زیاد تکه‌های مختلف را انتخاب می‌کنیم و به خیاط می‌دهیم و در همه‌ی مراحل ساخت نظارت کامل داریم. یعنی محال است که سفارشی از یک کد خاص داشته باشیم و مثلا تلفنی به خیاط بگوییم از فلان کد برایمان بدوزد، حتی اگر قبلا بارها از همان کد ساخته باشد.
•    سخت ترین بخش کار کجا بود؟
آنجایی که مجبور بودیم کلیشه‌ها را یکی بعد از دیگری بشکنیم! وقتی در هر مرحله از کار به ما می‌گفتند نمی‌شود و تمایل داشتند طبق تجربیات قبلی عمل کنند و برایشان گذشتن از عادات سخت بود، اما ما نهایتا راضی‌شان می‌کردیم.

•    شنیدم که کالکشن اول با مفهوم دایموند (الماس) و به همین اسم نمایش داده شد، چرا دایموند؟
بله. اسم کالکشن اول ما دایموند بود. به دو دلیل؛ اول اینکه تیوپ ظاهرا یک ماده‌ی کم‌ارزش و ناچیز است و ما می‌خواستیم از همین ناچیز، چیزها خلق کنیم! می‌خواستیم ارزش بیافرینیم. الماس خلق کنیم! دلیل دوم این بود که با تولید اولین کیف، ما انگار حقیقتا به گنج رسیده بودیم! حالِ کسانی را داشتیم که گنج پیدا کرده باشند! پس تصمیم گرفتیم اسم گنجینه‌مان را الماس بگذاریم و کیف‌ها را با الهام از شکل چند ضلعی الماس طراحی کنیم.
•    در عکس‌های اینستاگرام SETIPI کیف‌های فلزی هم دیدم، محصولات فلزی هم تولید می‌کنید؟
خیر. آن کیف‌های فلزی به جای پکیج محصول بودند! آنها را ساختیم تا محصولاتمان را داخلشان بگذاریم و به مشتری تحویل بدهیم. ساخت آنها بسیار سخت بود اما هزینه‌ای بابتشان دریافت نمی‌کردیم. آن‌قدر از کیف‌های فلزی استقبال شد که هرکس برای پیگیری سفارش با ما تماس می‌گرفت، تاکید می‌کرد که کیف فلزی فراموش نشود! این مربوط به اولین لانچ محصولات ما بود. خیلی باشکوه بود. نه اینکه خودمان بگوییم، همه می‌گفتند. غرفه‌ی ما شلوغ‌ترین غرفه بود. برایمان مهم بود که همه‌چیز خاص باشد! از جنس کیف‌ها و جنس دسته‌هایشان که از یراق‌‌آلات فلزی بازیافتی ساخته شده بود گرفته، تا زیپ آنها که از والف تیوپ بود و همچنین کیف فلزی که محصول را داخلش می‌گذاشتیم و حتی استند فروش؛ همه خاص بودند!

استند فروش در همه‌ی لانچ‌ها از محصولات بازیافتی ساخته شد. در کالکشن اول، از قرقره‌های بزرگ چوبی صنعتی مخصوص کابل برق، که معمولا در ساختمان‌های نیمه ساخته پیدا می‌شود، استفاده کردیم. چون مفهوم اصلی ما توجه به محیط زیست بود، استند چوبی را با گل و گیاه تزیین کردیم. کار تزئینات غرفه‌ی ما را دوستان خوبمان در بوته فلورا انجام دادند. در طول این مدت خیلی از دوستان به دلیل علاقه‌ای که به تولید محصولات بازیافتی داشتند، به صورت افتخاری با ما همکاری کردند. مثلا از طراحی لوگو و سایت گرفته تا عکاسی از محصولاتمان.
•    محصولاتتان را چه طور می‌فروشید؟
تا حالا در بیش از 15 ایونت شرکت کردیم و استندهای فروش داشتیم که در آنها کیف‌ها و اکسسوری‌های تولید SETIPI را ارائه کرده‌ایم. محصولات ما در برخی آرت‌شاپ‌ها و کانسپت استورها هم فروخته می‌شود. مثلا در زین، دیوان و کوشاگالری. حدود دو ماه پیش در بیروت نمایشگاه داشتیم، بعضی از کیف‌هایمان را برای فروش به برلین فرستادیم و اخیرا تعدادی از محصولاتمان قرار است برای یک کانسپت استور در امریکا ارسال شود.

•    چشم اندازتان برای ادامه‌ی فعالیت چیست؟
این روزها در حال مذاکره برای راه‌اندازی یک کافی‌شاپ خاص هستیم! کافی‌شاپی که همه‌ی فضای آن از سقف و کف گرفته تا مبلمان و ... از محصولات بازیافتی SETIPI درست شده باشد. در طراحی این کافی‌شاپ از فرنیچرهایمان استفاده می‌‌کنیم که ترکیبی از تیوپ و چوب و فلز هستند. همان‌جا هم از مشتریانمان سفارش می‌گیریم. احتمالا به غیر از کیف و فرنیچر و اکسسوری، پوشاک هم تولید خواهیم کرد.
برای ما این مهم است که در کشورمان دیدِ افراد نسبت به استفاده از محصولات بازیافتی اصلاح شود. مثلا درباره‌ی SETIPI مهم است که بدانند این محصولات از دو سو برای محیط زیست مفید هستند؛ اول اینکه بازیافتی هستند و دوم اینکه باعث می‌شوند از چرم طبیعی استفاده نشود. البته خوشبختانه بسیاری از افراد، خصوصا هنرمندان مشهور کشورمان، مثل ما فکر می‌کنند. مثلا افرادی مثل خانم معتمدآریا، الناز شاکردوست، شبنم فرشادجو و آقایان امیرجعفری، سام نوری و... از محصولات ما استقبال کرده‌اند. علاوه بر این، به طور جدی به صادرات محصولاتمان هم فکر می کنیم.
و در پایان مصاحبه، وقتی از آنها جدا می‌شدم، کارت ویزیتشان نظرم را جلب کرد. خاص بود؛ مثل بقیه‌ی تولیداتشان! یک زیرلیوانی از جنس تیوپ با لوگو و آدرس اینستاگرام! الان که این مطلب را می‌نویسم، لیوان چایم را روی همان زیرلیوانی گذاشته‌ام و هر بار که جرعه‌ای از آن می‌نوشم، به این فکر می‌کنم که چه قدر خوب می‌شد اگر هر بار زنان کارآفرینی را پیدا می‌کردم که علاوه بر درآمدزایی، دغدغه‌های محیط زیستی هم داشته باشند!